« چـَـك ِ نـَـقـْـد پـَـهـلـو »

Learn all the rules; then you'll know how to break them! :D

رسـم عاشـقـی در انتخابات دو دوره ای

نوشته‌شده به دست salinix در 4 ژوئن, 2009

green_electionدر حال و هوای انتخابات جاری، دريافتم كه بسياری از نزديكان من، قصد كرده‏اند كه به رغم درنظرداشتن يك نامزد ديگر، به نامزد مشخصی رای دهند كه بخت بيشتر دارد تا بدين ترتيب يگانه نامزد اپوزوسيون رقابت را ناكام گذارند.
بد نديدم كه در قالب يك مثال ساده، منطق حاكم بر يك انتخابات دو دوره‏ای را با هم دوره كنيم؛
اگر انتخاباتی يك مرحله‏ای می‏بود، چالش فوق بر منطق درستی بنا شده بود و به يقين من در چنين شرايطی، بايد مصلحت‏انديشی را بر شايسته‏انديشی اولی در نظر می‏گرفتم،ولی دومرحله‏ای كردن، با هدف رفع چنين دغدغه‏ای بوده است
.
اما چرا دو مرحله ای؟ همان طور كه می‏دانيد، اگر هيچ كدام از نامزدان انتخاباتی نتوانند دست كمی نيمی از آرا را به‏دست آوردند، كار رقابت با دو نامزد برتر به دور دوم كشيده خواهد شد.
با يك نمونه‏ی چهار گزينه ای در سه حالت به تبيين اين منطق انتخابات دو مرحله‏ای می‏پردازم؛
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
در نظر بگيريد در انتخابات دو مرحله‏ای ما چهار نامزد «وقاحت»(از اپوزوسيون تندرو) و سه نامزد «صداقت»، «لجاجت» و «سياست» (از حزب مؤتلفه) شركت كرده‏اند.
حالت اول: بر طبق نظر سنجی‏ها(فرض می گيريم نظرسنجی منطبق با نتيجه انتخابات باشد)، اكثريت نسبی(حدود 40درصد) رای‏دهنگان در نظر دارند به آقای «وقاحت»(نماينده جبهه اپوزوسيون تندرو) رای بدهند. سه نامزد ديگر هم از طرف مردم بخت 30درصد، 20درصد و 10درصد آرا را دارند. در حالتی كه آقای وقاحت آن قدر اقتدار در جلب آرای مردم ندارد، آيا فرقی می‏كند كه من برای جلوگيری از انتخاب آقای «وقاحت»، به نفع نامزد مشخصی به مصلحت‏انديشی بپردازم و به او رای دهم؟ در اين حالت، اگر من به شايسته‏انديشی بپردازم، به يقين نامزد شاسته‏تر در دور دوم بخت بيشتری خواهد داشت تا اين كه من با يك عشق كور كسی را به دور بعد بفرستم كه شايد هواخواهان دو نامزد ديگر، آقای «وقاحت» را به وی ترجيح بدهند و حتی بعدها از اين فداكاری پشيمان بشوم
راهكار: انتخاب نامزد شايسته‏ی خود، صرف نظر از مصلحت و همچنين بازداشتن ديگران از رای دادن به آقای وقاحت
نتيجه: چه سود از مصلحت‏انديشی؟ جز اين كه شايد كسی به مصلحت ديده ايد، در دور دوم، از نظر ديگر مخالفان آقای «وقاحت»، شايسته تر از آقای «وقاحت» نباشد و ايشان اين بار، آقای «وقاحت» را برگزينند
حالت دوم: بر طبق نظر سنجی‏ها(فرض می گيريم منطبق با نتيجه انتخابات باشد)، بيش از 55درصد رای‏دهندگان قصد دارند به آقای «وقاحت» رای بدهند و كار در دور نخست تمام شده است. در چنين شرايطی، اگر من به مصلحت‏انديشی بپردازم يا شايسته‏انديشی، آيا فرقی می‏كند؟ فقط می‏توانيد دلتان را خوش كنيد كه به خواسته عقلتان به شخصی شايسته رای داديد و اسير بازی‏های عاشقانه مصلحتی نشده ايد. در چنين شرايطی فقط كم كردن رای آقای «وقاحت» می‏تواند افاقه كند!
راهكار: مشاركت بيشتر در انتخابات برای پايين آوردن درصد رای آقای وقاحت، توجيه و بازداشتن(!) ديگران از رای دادن به آقای وقاحت و صد البته انتخاب نامزد شايسته‏ی خود
نتيجه: بزرگترين زيان در عدم مشاركت است
حالت سوم: همانند حالت اول، مطابق نظرسنجی، آقای وقاحت نتوانسته نيمی از آرا را به‏دست بياورد و فقط 40درصد رای‏دهندگان قصد دارند به او رای بدهند؛ ولی ممكن است يكی از سه نامزد ديگر بخت به‏دست آوردن 50 درصد آرا را داشته باشد؛ به نظر شما، بهتر است اين نامزد بر مبنای شايسته‏انديشی ‏ انتخاب شود يا مصلحت‏انديشی؟ (= سوار شدن بر موج خواسته‏ی اكثريت = همرنگ شدن با جماعت= تقليد)‏
نتيجه: اگر مصلحت‏انديشی كنيد، با توهم بخت بالای آقای وقاحت، نظر شايسته‏انديشانه خود را فدا كرده ايد ولی اگر همه مردم شايسته‏انديشی كنند، غالب مردم از برآيند شايسته‏انديشی شان در همان دور اول راضی خواهند شد!‏
راهكار: شما اهل شايسته‏انديشی هستيد يا مصلحت‏انديشی؟ اصلاً اهل انديشه هستيد يا تقليد؟ مواظب سوءاستفاده ديگران از احساساتتان باشيد.
همان طور كه ملاحظه فرموديد در هر سه حالت، مصلحت‏انديشی در «دور اول» انتخابات دو دوره‏ای جايگاهی ندارد و در صورت حذف نامزد شايسته شما، شما «در دور دوم» بخت انتخاب مصلحتی را بين آقای «وقاحت» و يك نامزد شايسته(از نظر اكثريت) خواهيد داشت و مجبور نخواهيد شد كه بين منگنه انتخاب نامزد مصلحتی و آقای وقاحت گير كنيد؛ دور دوم انتخابات جای مصلحت‏انديشی است نه دور اول
و
نتيجه نهايی1: عدم مشاركت برای تحريم آقای «وقاحت» = بالا رفتن بخت پيروزی آقای «وقاحت» در همان دور نخست – صرف نظر از هر تلاشی ديگر
نتيجه نهايی2: اگر اهل انديشه هستيد، به شايسته‏انديشی بپردازيد و نامزد اصلح خود رای دهيد و گرنه به تقليد از يك فرد آگاه و امين بپردازيد
نتيجه نهايی3: به جای پرداختن به جابه‏جاكردن رای سه نامزد مؤتلفه، به توجيه رای‏دهندگان به آقای «وقاحت» بپردازيد
توضيح: اسامی مثال ساختگی است؛ تشابه برخی از اسامی تصادفی نيست

_______________________________________

پی نوشت: فرض كنيد آقای وقاحت 13ميليون رای ثابت داشته باشد؛

حالت اول: اگر من و تو و ايشان در انتخابات شركت نــكنيم، مجموع كل آرا 24 ميليون خواهد بود. اين يعنی آقای وقاحت 54درصد آرا را به دست خواهد آورد و در همان دور نخست رئيس جمهور خواهد شد.
حالت دوم: اگر من و تو و ايشان در انتخابات شركن بكنيم، فارغ از اين كه من به كدام يك از آقايان لجاجت، صداقت و سياست رای داده باشم، مجموع آرا به 29 ميليون خواهد رسيد؛ در چنين شرايطی، آقای وقاحت فقط 44 درصد كل آرا را به دست خواهد آورد و انتخابات به دور دوم كشيده خواهد شد.
پس چه نيازی است كه برای پرهيز از يك گزينه ناخوشايند، از نظر شخصی خود بگذرم و صرفاً برای جلوگيری از انتخاب آقای وقاحت، دست به مصلحت انديشی بزنم؟
مصلحت انديشی: فقط در دور دوم – دور اول: فقط رای سفيد نيندازيم

نوشته شده در نقد, اجتماعی/فرهنگی, اطلاعات‏عمومی | برچسب‌ها: , , | 20 دیدگاه »

سـبـيـلـي؛ لينوكس موسلم اديشن

نوشته‌شده به دست salinix در 1 ژوئن, 2009

چندی پيش در يك پست، چند توزيع از سامانه‏ی عامل رايگان و متن-باز لينوكس را معرفی كردم؛ يكی از محبوب‏ترين لينوكس در بين كاربران عام، لينوكس «اوبونتو» است. به تازگی ويرايش 9 آن هم منتشر شده است. دو تا از محاسن اوبونتو اين است كه هم ما می‏توانيم بدون نصب از روی لوح‏فشرده آن را بارگذاری كنيم و هم اوبونتو می‏تواند بسياری از راه‏اندازهای سخت‏افزار رايانه را نصب می‏كند يا در اصطلاح، سخت‏افزار رايانه را به‏خوبی می‏شناسد.
* * *
پيش از اين كه ادامه بدهم، كمی به گذشته برمی‏گرديم؛ هنگامی كه چندين سال پيش، پروژه فارسی كردن لينوكس (توزيع رد هت) در دانشگاه شريف كليد خورد و پس از گذشت اين ساليان و صرف ميلياردها تومان پول نفت، نه تنها پرونده اين پروژه بدون دستاورد بسته شد، بلكه خود توزيع رد هت هم دو سالی است كه جای خودش را به توزيع فدورا داده! و بدتر از همه اين كه دو-سه سال پيش شركت اوبونتو با ارائه اين لينوكس با پشتيانی كامل از زبان فارسی (هم ويرايش و هم محيط)، آب پاكی را روی‌دست ما ريخت و همان طور كه در همان پست گفتم، شما می‏توانيد به طور رايگان، لوح فشرده اوبونتو را سفارش دهيد و پستی تحويل بگيريد. تازه با همه اين حرف‏ها، در ايران اقبال عمومی از سيستم عامل لينوكس بسيار كم است، چرا كه وقتی نصب ويندوز قفل شكسته در ايران بسيار فراگير است، كی میره تو غار! تازه مثل سامانه‏ی عامل اپل مكينتاش (لئوپارد) هم كلاس نداره
* * *
چند هفته پيش يك پيوندی ديدم كه به ايجاد و انتشار يك ويرايش از اوبونتو ويژه مسلمان اشاره می‏كرد؛ سيبلي. در سه نسخه با حجم‏های گوناگون قابل دريافت است (حجم كامل‏ترين نسخه 2.8 گيگابايت است). نسخه كامل آن علاوه بر بسياری از برنامه‏های كاربردی اوبونتو، شامل متن قرآن با خط عثمان طه و صوت ترتيل قرآن با صدای سه قاری (ترتيل استاد سعد الغامدی) است. البته پس از نصب آن روی ديسك سخت می‏توانيد فايل صوتی چندين قاری ديگر را هم اضافه كنيد. افزونه بر ترتيل، برگردان‏های معتبر قرآن به زبان‏های فراگير جهان در همان برنامه ترتيل قابل دسترس است؛ برگردان‏های فارسی استاد الهی قمشه‏ای، آيت‏الله مكارم شيرازی و استاد حسين انصاريان نيز در اين فهرست اند. قبله‏نما، زمان نماز و روزنگار قمری از ديگر امكانات «سبيلي» است. آيه‏هايی از قرآن هم در اجزای ديگر آن گنجانده شده است؛ من جمله پس‏زمينه‏های نمايشگربان‏(=اسكرين‏سيور)‏
در كشور ما نرم‏افزارهای تجاری قرآنی بسياری ساخته می‏شده است ولی به دليل خوگرفتن به به‏كارگيری سامانه‏ی عامل قفل شكسته ويندوز (يا استفاده بدون خريد مجوز)، نياز به تلاش برای ساختن لينوكس، ارزش تجاری نداشته است و طبيعی است كه شركتی روی سامانه‏عامل سرمايه‏گذاری نكند –جدا از اين كه دانشش هم نداشتيم – پس چرا ما(دولت) سعی كرديم كه لينوكس را بومی كنيم؟
جای بسی خرسندی است كه دست كم امروز بودجه كشور صرف پروژه‏هايی می‏شود كه اگر چه رگه‏های كاربرد نظامی و دفاعی در آن‏ها موج می‏زند، ولی به انجام می‏رسد و گاهی كه از پيروزی آن آگاه می‏شويم، مايه مباهات ملی هم می‏شود و قرار است برخی از اين پروژه‏ها مثل بومی‏سازی بهره‏برداری از انرژی‏هسته‏ای، فايده‏ی همگانی داشته باشد.
______________________________
مشاهده پرده‏گرفت(=اسكرين‏شات) محيط لينوكس سبيلي

نوشته شده در فناوری‏اطلاعات | برچسب‌ها: , , | 10 دیدگاه »

How to use Google advanced operators?

نوشته‌شده به دست salinix در 6 مه, 2009

Operator

Description

Sample query

site

restricts results to sites within the specified domain

a{ site:google.com fox } will find all sites containing the word fox, located within the *.google.com domain

intitle

restricts results to documents whose title contains the specified phrase

a{ intitle:fox fire } will find all sites with the word fox in the title and fire in the text

allintitle

restricts results to documents

whose title contains all the specified phrases

a{ allintitle:fox fire } will find all sites with the words fox and fire in the title; so it’s equivalent to intitle:fox intitle:fire

inurl

restricts results to sites whose URL contains the specified phrase

a{ inurl:fox fire } will find all sites containing the word fire in the text and fox in the URL

allinurl

restricts results to sites whose URL contains all the specified phrases

a{ allinurl:fox fire } will find all sites with the words fox and fire in the URL, so it’s equivalent to inurl:fox inurl:fire

filetype, ext

restricts results to documents of the specified type

a{ filetype:pdf fire } will return PDFs containing the word fire, while filetype:xls fox will return Excel spreadsheets with the word fox

numrange

restricts results to documents containing a number from the specified range

a{ numrange:1-100 fire } will return sites containing a number from 1 to 100 and the word fire. The same result can be achieved with 1..100 fire

link

restricts results to sites containing links to the specified location

a{ link:www.google.com } will return documents containing one or more links to www.google.com

inanchor

restricts results to sites containing links with the specified phrase in their descriptions

a{ inanchor:fire } will return documents with links whose description contains the word fire (that’s the actual link text, not the URL indicated by the link)

allintext

restricts results to documents containing the specified phrase in the text, but not in the title, link descriptions or URLs

a{ allintext:”fire fox” } will return documents which contain the phrase fire fox in their text only

+

specifies that a phrase should occur frequently in results

a{ +fire } will order results by the number of occurrences of the word fire

-

specifies that a phrase must not occur in results

a{ -fire } will return documents that don’t contain the word fire

” “

delimiters for entire search phrases (not single words)

a{ “fire fox” } will return documents containing the phrase fire fox

. (dot)

wildcard for a single character

a{ fire.fox } will return documents containing the phrases fire fox, fireAfox, fire1fox, fire-fox etc.

*

wildcard for a single word

a{ fire * } fox will return documents containing the phrases fire the fox, fire in fox, fire or fox etc.

| (pipe)

logical OR

a{ “fire fox” | firefox } will return documents containing the phrase fire fox or the word firefox

پانوشت: به خاطر وجود عبارت‏های لاتين فراوان، بهتر ديدم كه مطلب را يكدست انگليسی پست كنم

_____________________________________

Reference: “Dangerous Google – Searching for Secrets”, Michał Piotrowski

Others resources: Google Guidelines

نوشته شده در فناوری‏اطلاعات, اطلاعات‏عمومی | برچسب‌ها: , , , | 6 دیدگاه »

نرم افزار قابل حمل؛ رايانه شخصی جيبی

نوشته‌شده به دست salinix در 25 دسامبر, 2008

آيا در كافی-نت يا مركز رايانه دانشگاه، نگران امنيت و حريم خصوصی خود روی رايانه‏های ناشناس هستيد؟
آيا به دليل شغل‏تان، مجبور هستيد در جاهای مختلف از رايانه استفاده كنيد ولی نرم‏افزارهای پايه‏ی مورد نيازتان همواره همه جا نصب نشده است؟
نيازی به رايانه كيفی نيست!‏
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
پيش خودم گفتم تا مطلب اينجا در حوزه نرم‏افزار و رايانه است، يك نرم‏افزار رايگان و متن-باز هم معرفی كنم كه می‏تواند بسيار كار آمد باشد؛
Portable Apps™ = Portable Applications
.
اين نرم‏افزار، مجموعه‏ای از برنامه‏های رايگان و متن-باز پايه و كار راه انداز است كه می‏توانيد آن را مستقل از رايانه و نوع ويندوز، روی يك فلش يو.اس.بی، آهنگ-پخش كن جيبی [1] ، آی-پاد، ژتون‏های امنيتی يو.اس.بی[2]، ديسك سخت قابل حمل و … نصب كنيد و با اتصال آن به رايانه، برنامه‏ها را بدون نياز به نصب دوباره، با همان تنظيمات شخصی يا گذرواژه‏های ذخيره شده‏تان به‏كار ببريد بدون اين كه اثری از فعاليت شما روی رايانه‏ای بماند!
اين برنامه‏های قابل حمل شامل: ناوشگر اينترنتی «موزيلا فايرفاكس»، پيامگير جامع «پيجين» (ياهو! ، ام اس ان، گوگل تاك و …)، «اُپن آفيس 3»، كارخواه راياپـُست [3] «موزيلا ثـانـدر بـرد»، ضدويروس «كـِلـَم-وين»، بايگانی «سـِون-زيپ»، پی.دف.اف-خوان «سوماترا»، آهنگ-پخش كن «كول-پلير»، رسانه پخش-كن «وی.ال.سی»، مديريت گذرواژه «كی پس» و چندين بازی (چون سودوكو) می‏باشد. افزونه بر اين‏ها، هر آن می‏توانيد نرم‏افزارهای ديگری را كه به اين منظور در نظر گرفته شده، به مجموعه‏ی خود بيافزاييد؛ برنامه‏هايی چون: ويرايشگر فرتور «گيمپ»، ماشين حساب علمی «اسپيد-كرانچ» و … ‏
.
اين نرم‏افزار را می‏توان در سه بسته پايه از اينترنت دريافت كرد:
‏.
____________________________________
فرتور: نمای فهرست آغازين اين نرم‏افزار
[1] MP3 player
[2] USB Security Token
[3] Mail client; e.g. MS Outlook Express

نوشته شده در Uncategorized | 19 دیدگاه »

حقوق نشر ديجيتال – گزينه‏ی دوم؛ نرم‏افزار رايگان

نوشته‌شده به دست salinix در 5 دسامبر, 2008

مقدمه
همان‏طور كه سخت‏افزار سامانه‏های ديجيتالی، در قالب محصول ارائه می‏گردد، نرم‏افزار برخی سامانه‏های ديجيتالی بايد به طور جداگانه خريداری شود. يكی از فراگيرترين انواع سامانه‏های ديجيتالی، رايانه‏ها هستند. وقتی كاربری يك رايانه خريداری می‏كند، فقط بابت سخت‏افزار و سر‏هم‏كردن آن پول می‏پردازد… هر رايانه از دو بخش كلی تشكيل می‏شود: سخت‏افزار كه دربرگيرنده‏ی: بدنه، پردازنده، نمايشگر، حافظه و … است و نرم‏افزار كه دربرگيرنده‏ی سامانه‏عامل(مثل ويندوز و لينوكس) و برنامه‏های كاربردی مخصوص آن سامانه‏ی عامل است. هدف رايانه‏ها، پردازش اطلاعات و تبديل آن از يك ورودی به خروجی مورد نظر كاربر است. برخی شركت‏های ديجيتال/رايانه‏ای، فقط اطلاعات ورودی را – به عنوان محصول- برای كاربردی خاص توليد می‏كنند (چون محصولات چندرسانه‏ای آوايی و نمايی). محصولات نرم‏افزاری و چندرسانه‏ای به دليل ذات غيرفيزيكی و مبتنی بر داده‏های ديجيتال، به آسانی قابل كپی‏برداری و انتقال به غير است كه برخی كاربران، به منظور بهره‏برداری از محصول بدون پرداخت وجه، به اين ترفند روی می‏آورد
‏* همان‏طور كه پيش از اين اشاره كردم، در اينجا فقط به نرم‏افزار رايانه‏ای می‏پردازم*‏
از طرف ديگر، به دليل قيمت بالای خريد برخی نرم‏افزار رايانه‏ای، خريد چندين محصولات نرم‏افزاری برای يك كاربر خانگی گران تمام می‏شود. اساسی‏ترين نرم‏افزار هر رايانه، سامانه‏ی عامل آن است. قيمت يك سامانه‏ی عامل خانگی تجاری (چون ويندوز و اَپـل مَكنتاش)، بين 100 دلار تا 300 دلار (برای كل دوره‏ی مصرف+ خدمات پس از فروش) است و برخی از كاربران خانگی توانايی خريد آن را ندارد. (حالا بماند كه برخی كاربران خانگی در ايران برای پشتيبانی از نصب و تعمير همين ويندوزهای بدون مجوز، تا 100 هزارتومان در سه سال می‏پردازند)
.
نكته 1: نسخه قديمی تر نرم‏افزارهای پولی، ارزان‏تر است، بنا بر اين بسياری از كاربران خانگی در جهان، ‏ با همان نسخه‏ی قديمی‏تر كار می‏كنند و روی لبه‏ی فناوری نوين خريد نمی‏كنند!
نكته 2: اگر از يك نرم‏افزار پولی با يك مجوز ساختگی استفاده می‏كنيد كه لازم است از طريق اينترنت به‏روز شود، در نظر داشته باشيد كه نه تنها شركت دارنده حقوق نرم افزار، از كشور كاربر اين نرم‏افزار آگاه خواهد شد، بلكه ممكن است كاربری را كه در جايی از دنيا، با همان عدد مجوز نرم‏افزار را خريده است، در به روز ساختن نرم‏افزارش دچار مشكل سازيد.‏
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
يك: نرم‏افرار رايگان برای ويندوز
بسياری از شركت‏های نرم‏افزاری خارجی برای جلب كاربران و شركت‏ها به استفاده از محصولات حرفه‏ای‏شان و رسيدن به ديگر اهداف تجاری و …، اقدام به توليد نرم‏افزارهای رايگانی برای سامانه‏ی عامل ويندوز كرده ‏اند. اگر ويندوز رايانه‏ی شما اصل است (مثل بسياری از رايانه‏های كيفی) يا قصد داريد كه تا حد ممكن از نرم‏افزارهای رايگان بيشتری استفاده كنيد، می‏توانيد با به‏كاربردن برخی از نرم‏افزارهای رايگان، اندازه نياز خود را بين يك نرم‏افزارهای حرفه‏ای پولی و يك نرم‏افزار ساده و رايگان به‏دست آوريد. در اينجا فهرست برخی از نرم‏افزارهای رايگان فراگير را آورده ام (ممكن است با برخی از اين نرم‏افزارها آشنا باشيد و از آنها استفاده كنيد، ولی به رايگان بودن آنها توجه نداشته ايد.)‏
.
درخواست1: خوشحال خواهم شد اگر نرم‏افزارهای برجسته و رايگانی كه می‏شناسيد، در اينجا معرفی كنيد.‏
درخواست2: خوشحال خواهم شد اگر مرا از بازخورد خود در كار با نرم‏افزارهای رايگان آگاه سازيد.‏
.
Free Archive softwares:
7
-Zip
(free file archiver;.ZIP, .RAR, etc)
IZArc 3.x (archiving tool supports many formats)
PeaZip (free file and archive manager)
.
Free download software:
.
Photo handling softwares:
Gimp 2.x (GNU Image Manipulation Program + Persian menu; i.e. FREE Photoshop) [1]
Artweaver 0.x (Photo edit + painting)
Google Picasa (Photo Manager)
Irfanview – Photo Viewer
.
Free Audio softwares:
Winamp player (Play most of audio & video formats)
.
Free Video softwares:
VLC media player (DVD, DivX, .MP3, etc)
KM-Player (DVD,DivX, etc)
Real Alternative (.RAM, .RM, .RMVB, etc)
.
OpenOffice 3.0.0 (Office for Windows) [1]
A9Tech (free and powerful 2D CAD)
HYCAD 5.x (An user friendly CAD program)
.
PDF-maker softwares:
doPDF 6.x (virtual pdf printer)

.

Powerfull Video CODECs:
K-lite CODEC pack 4.x
ffdshow MPEG-4 Video Decoder 2008.x
.
CD/DVD softwares:
MagicISO Virtual CD/DVD
ImgBurn CD/DVD Burning
.
Free security softwares: [2]
Agnitum Outpost FREE Firewall
Antispyware for Windows (Free scan)
avast! 4 Home Edition antivirus
Avira AntiVir Personal – Basic Protection
AVG antivirus – Free Basic Protection
Clamwin free opensource antivirus
Comodo Internet Security (FREE) (antivirus + firewall)
Sygate Personal Firewall
Lavasoft Ad-Aware - Free Anti Spyware
Spyware Terminator
Spybot – Search & Destroy
Sunbelt Personal Firewall
.
other Internet Browser softwares:
Avant Browser
Flock

Maxthon Browser

Mozilla Firefox[1]
Opera
.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
دو: لينوكس، سامانه‏ی عامل رايگان
سال‏هاست كه در كنار سامانه‏های عامل تجاری، برخی شركت‏های بزرگ، دانشگاه‏ها و پژوهشگاه‏ها با گسترش سامانه‏های عامل متن-باز برای كابردهای پژوهشی و فنی، گونه‏ای ديگر از سامانه‏های عامل را روانه‏ی بازار كرده اند كه چون ذات آن‏ها برای توسعه برنامه‏نويسان آشكار است، به آن‏ها «متن-باز» می‏گويند. يك دسته از اين سامانه‏های متن-باز [و رايگان]، به نام «لينوكس» شناخته می‏شود كه در آغاز برای «كارگزارها» (=سِرورها) طراحی شده بود، ولی در رايانه‏های روميزی/كيفی، ابررايانه‏ها و گوشی‏های تلفن همراه نيز به‏كار گرفته می‏شد. پيش از اين اگر چه انواع سامانه‏های عامل لينوكس رايگان بود، ولی به دليل نقاط ضعف آن چون دشواری در نصب راه‏انداز سخت‏افزار، فقدان برخی كاربردهای عمومی، عدم پشتيبانی از زبان‏های ديگر، دشواری نصب برنامه و … با عدم استقبال كاربران خانگی از اين سامانه‏عامل روبرو شد
ه بود. امروزه با رفع برخی اين مشكلات و ارتقای رابط گرافيكی كاربر و پرورش محيط‏های كاربرپسندانه‏تر در برخی «توزيع‏»های(= انواع) لينوكس[3]، آن دسته توزيع‏های لينوكس به‏طور فراگير به روی رايانه‏های روميزی/كيفی كاربران خانگی راه يافتند. يكی از مزايای برجسته سامانه‏های عامل لينوكس، نيازمندی كم آن‏ها به منابع سخت‏افزاری جديد و قدرتمند است.
هم‏اكنون، «اوبونتو»‌[4] و «سوزه»[5] (برای كاربران خانگی) و «فدورا»[6] (برای دانشجويان و پژوهشگران) فراگيرترين توزيع‏های لينوكس هستند. (سال‏هاست كه توزيع «سوزه» به دليل شباهت زياد محيط آن با سامانه عامل ويندوز، مورد توجه كاربران خانگی بوده است. اكنون محيط بسياری از توزيع‏های لينوكس شبيه ويندوز شده است.) يكی از دلايل فراگير شدن سامانه‏ی عامل «اوبونتو» در ايران و جهان، سفارش و تحويل پستی رايگان آن است. ضمن اين كه به پشتيبانی آن با زبان‏های مختلف توجه بسياری شده است. شما می‏توانيد «اوبونتو» را از ايــنــجــا پستی سفارش دهيد. (ايرانی‏بازی نكنيد؛ برای سفارش زياد بايد دليل بياوريد، ضمن اين كه هر بار سفارش شما بايگانی می‏شود!) برای دريافت راهنمايی نصب و پشتيبانی «اوبونتو» به زبان فارسی، به ايــنــجــا مراجعه كنيد. می‏توانيد از فروشگاه‏های اينترنتی ايرانی برای فروش لينوكس، توزيع‏های مختلف لينوكس را تهيه كنيد.
.
نكته فنی1: اين امكان وجود دارد كه پيش از نصب «اوبونتو» ، با بارگذاری از روی لوح فشرده، آن را بيازماييد.
نكته فنی2: امروزه، به آسانی می‏توان سامانه‏های عامل لينوكس را در كنار «ويندوز» نصب كرد، ولی باز هم نياز به كمی آگاهی فنی می‏باشد‏.‏
نكته فنی 3: يكی از راه‏های آسان برای نصب نرم‏افزارهای گوناگون بر روی ويندوز، نصب آن‏ها -از طريق يك نرم‏افزار شبيه‏ساز- «به‏طور مجازی» است. اگر چه اين روش نياز به سخت‏افزار قدرتمندی است، ولی از آنجا كه سامانه عامل دوم مانند يك نرم‏افزار و در يك محيط مجازی بر روی سامانه عامل اصلی نصب می شود، از آسيب‏های ناشی از پيچيدگی‏ها و اشتباهات كاربران در نصب سامانه‏های عامل مختلف (اعم از ويندوز و لينوكس) جلوگيری می‏شود. يك دستاورد ديگر در به كارگيری يك سامانه‏ی عامل مجازی، امنيت آن است؛ حتی‌اگر آن سامانه‏ی عامل مجازی آسيب ببيند، رايانه با سامانه‏ی اصلی سالم خواهد ماند!‏
دو نرم‏افزار فراگير برای نصب «مجازی» سامانه‏های عامل بر روی ويندوز:‏
Micsrosoft Virtual PC 2007 (FREE)
VMWare Worksatation 6.x ($ 189)
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
روی ديگر سكه
هرروزگی در رفتار و يكتواختی در پيرامون انسان، موجب افت كارايی ذهن و كاهش ضريب هوشی می‏شود. می‏توانيد با تجربه لينوكس و نصب و كار با برنامه‏های نو، ذهن خود را پويا نگه داريد.
__________________________________________
عكس: محيط كار با لينوكس سوزه
‏[1] اين نرم‏افزارها، برای سامانه‏ی عامل لينوكس طراحی شده بودند و اكنون برای ويندوز در دسترس می‏باشند.
‏ [2] اقدامات امنيتی پايه برای يك رايانه خانگی = ضدويروس به‏روزشونده + ديواره‏ی آتش + ضدجاسوس‏افزار به‏روزشونده + نصب آخرين وصله‏های امنيتی ويندوز؛ يعنی سه نرم‏افزار امنيتی. البته برای كسانی كه به امنيت رايانه‏شان توجه ويژه دارند، خريد [مجوز] يك/چند نرم‏افزار امنيتی را سفارش می‏كنم.
[3] Linux Distribution
[4]Ubu
ntu
[5] OpenSUSE
[6] Fedora
.

نوشته شده در Uncategorized | 16 دیدگاه »

حقوق نشر ديجيتال – گام اول؛ ارزيابی

نوشته‌شده به دست salinix در 27 نوامبر, 2008

فرض كنيم در كشور ما قانون و ضابطی برای حفظ حقوق معنوی و حقوق نشر وجود ندارد، شما تا چه اندازه خود را پايبند خريد محصولات چندرسانه‏ای و نرم‏افزاری اصل می‏دانيد؟
فرض كنيم در حال حاضر، شما مدير يك شركت رسانه‏ای يا نرم‏افزاری ايرانی هستيد، شما چقدر بر روی بازار داخل ايران سرمايه گذاری می‏كنيد؟
پاسختان را پيش خودتان نگه داريد
.
اگر حقوق معنوی هنرمندان و مهندسان و كارشناسان كشورتان برایتان ارزشی ندارد،‏
اگر از نظر شما، تكثير و قفل‏شكنی محصولات خارجی اشكالی ندارد و با آگاهی از اين تخلف آشكار، خود را به بيخيالی زده‏ايد،‏
ادامه‏ی اين مطلب را نخوانيد، به درد شما نخواهد خورد!
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
بهانه
در كشور ما، عدم امكان دسترسی يا خريد محصولات چندرسانه‏ای و نرم‏افزارهای خارجی، بهانه‏ای شده است تا بدون پرداخت پولی، به راحتی از نسخه‏ی قفل‏شكسته يا كپی اين محصولات استفاده كنيم، به طوری كه قفل‏شكنی و تكثير غيرقانونی(دزدی) محصولات نرم‏افزاری و چندرسانه‏ای در ايران بسيار فراگير شده است. نفرماييد كه در خيلی كشورها هم رخ می‏دهد كه وضع بدتر هم هست؛ در ايران، نه‏تنها محصولات خارجی، بلكه محصولات چندرسانه‏ای و نرم‏افزارهای ساخت شركت‏های داخلی هم قفل‏شكنی و تكثير می‏شوند! (اما اين كه ميزان بازدارندگی و كفايت ماهوی حقوق معنوی چقدر است و همچنين پيگرد و رسيدگی به پرونده‏های تخلف‏های حقوق معنوی در كشورما چقدر انجام می‏شود، بحث ما نيست فقط اگر كوتاهی عمدی باشد، بايد ببينيم چه بهايی در ازای به‏دست آوردن فضای باز برای اين قانون‏شكنی پرداخته ايم.)
اما تا چه حد بهانه «عدم امكان دسترسی يا خريد» محصولات اصل قابل قبول است؟
.
توانايی خريد
از اينجا به بعد فقط به راه‏حل خريد محصولات نرم‏افزاری می‏پردازم. فرض كنيم « امكان دسترسی و خريد» محصولات نرم‏افزاری را داشته باشيد، چقدر توانايی مالی خريد [مجوز(لايسنس)] نرم‏افزار رايانه‏ای خواهيد داشت؟ سالیانه چقدر می‏توانيد برای خريد مجوز نرم‏افزار رايانه‏ای اصل هزينه كنيد؟ در اينجا، فهرستی از قيمت برخی از نرم‏افزارهای رايج را آورده‏ام، خودتان سبد خريد خود را حساب كنيد. چقدر بدهكار ايد؟
OS:
Microsoft Windows XP Professional = $ 130
Microsoft Windows Vista Home Premium = $ 240
Microsoft Windows Vista Business = $ 300
Microsoft Windows Vista Ultimate = $ 320
Apple Mac OS X Leopard 10.5 = $ 120
.
General softwares:
ACDSee Photo Manager 2009 = $ 50
Alcohol 120% = $ 72
Babylon 7 + Britannica Special offer – save $ 20 = $ 95
Babylon 7 + Oxford Dictionary and Thesaurus = $ 105
Babylon 7 + Merriam-Webster = $ 109
Download Accelerator Plus 8.x = $ 39.95
Internet Download Manager v5.x = $ 25
Microsoft Office Home & Students = $ 150
Microsoft Office Standard = $ 400
Microsoft Office Professional = $ 500
Cyberlink PowerDVD 8 (Activated) = $ 50
Corel Painter 4 = £ 39.00
Corel WinDVD 9 = £ 59.00
Nero 9 = € 59.99
Apple QuickTime Player = £ 20
RARLab WinRAR 3.80 = $ 29
Corel WinZIP 12 Pro = £ 29.99
.
Professional tools:
ACDSee Pro Photo Manger 2.5 = $ 130
Adobe Acrobat 9.0 (Standard/Pro) = $ 299 / $ 499
Adobe Photoshop CS4 = $ 699
Adobe Dreamweaver CS4 = $ 399
Adobe InDesign CS4 = $ 699
Adobe Illustrator CS4 (successor of FreeHand) = $ 599
Adobe Flash CS4 = $ 699
AutoDesk AutoCad 2009 = $ 3,995
Autodesk 3ds Max 2009 = $ 3,495
CorelDRAW X4 = £ 386.58
Corel Paint Shop Pro X2 = £ 69.00
Mathworks Matlab & Simulink Student version R2008b = $ 99
Microsoft Visual Studios 2008 Standard = $ 299
Microsoft Visual Studios 2008 Professional = $ 799
SPSS® Statistics Base 17 = £1,072.00
VMware Workstation for Windows = $189
.
اثبات برادری
در حال حاضر، چند سالی
است برخی شركت‏های نرم‏افزاری، اقدام به توزيع و پشتيبانی نرم‏افزارهای امنيتی پايه به همراه مجوز اصلی در بازار مصرف كرده‏اند
در نظر داشته باشيد كه قيمت يك نرم‏افزار ضروری و بسيار فراگير، به دليل كشش بالای بازار مصرف، چندان زياد نيست.
اگر تا كنون اقدام به خريد يك نرم افزار امنيتی خانگی پايه (ضدويروس، ديواره‏ی آتش و ..) نكرده ايد، خدمتتان عرض كنم كه قيمت تمام شده آن كمتر از قيمت يك پيتزا در ماه يا خريد يك كتاب كوچك در ماه است (با هر كدام بهتر تراز می‏كنيد) بدون در نظر گرفتن دردسرهای معنوی و مادی به‏روز كردن اين نرم‏افزارها بر روی اينترنت.‏
قيمت يك مجوز يكساله‏ی يك ضدويروس خانگی از سالی 25 دلار تا سالی 40 دلار است.‏
قيمت يك مجوز يكساله‏ی يك ديواره‏ی آتش (امنيت اينترنت) خانگی از سالی 40 دلار تا سالی 60 دلار است.‏
قيكت يك مجوز يكساله نرم‏افزار امن‏ساز يكپارچه خانگی (توتال سيكوريتی= حداقل ضدويروس+ديوارة اتش + … ) از سالی 40 دلار تا سالی80 دلار است.‏
‏* اگر بصورت بسته‏بندی سه‏كاربره يا بسته‏بندی دوساله خريداری شود، ممكن است قيمت آن تا 15 درصد كاهش يابد.‏
* قيمت اين محصولات ممكن است در بازار ايران كمی تفاوت داشته باشد.‏
.
ادامه خواهد داشت… ا.ش.ا

نوشته شده در Uncategorized | 32 دیدگاه »

شما قضاوت كنيد؛ كار ما دزدی است؟

نوشته‌شده به دست salinix در 24 نوامبر, 2008

سه داستانك را اين جا بازگو مي كنم، شما داوری كنيد:
خودكفايی
چندين سال پيش طی چندين رايزنی و جلسه، شركت ما می‏رفت كه نمايندگی يك دسته محصولات شركت خارجی اكس.وای.زد در ايران را كسب كند. يكی از محصولات اين شركت كه مد نظر شركت ما بود- يك دستگاه جمع‏وجور بود كه با گرفتن يك نمونه، يك گزارش از مشخصات نمونه ارائه می‏داد. اين دستگاه مشابه خارجی هم داشت، ولی محصول اين شركت با توجه به قيمت و كيفيت، مناسب‏تر به نظر می‏رسيد. شركت ما چند دستگاه را به عنوان نمونه از شركت اكس.وای.زد خريده بود و به دنبال بازاريابی و تداركات توزيع دستگاه در بازار بوديم. همان موقع روابط سياسی كشور ايران با آن كشور به‏هم خورد (با دليلش كاری ندارم)، نمايندگان شركت اكس.وای.زد هم از ايران رفتند و شركت ما هم ديگر با آنان قطع ارتباط كرد. ما مانديم و چند دستگاه و دماغ سوخته! دستگاه‏ها را به نيازمندش فروختيم و ضررمالی جبران شد. چندی بعد يكی از دستگاه را برای سرويس آوردند، بچه‏های تعميرات دريافتند كه مشكل از تراشه اصلی است. اما چكار بايد می‏كرديم؟ پس از جستجو برای خريد تراشه، يك تراشه مشابه پيدا كرديم كه چينی ها می‏زدند و در دستگاه‏ها مشابه می‏گذاشتند؛ با افزدون كمی قطعات سخت‏افزاری روی برخی پورت‏ها، آن تراشه را روی دستگاه گذاشتيم و دستگاه درست شد. به فكر شركت افتاد كه دستگاه را با كمك تراشه چينی مشابه به توليد انبوه برساند. مهندسی معكوس برای طراحی يك برد جديد، ساخت بدنه ظريف‏تر و خريد تراشه اصلی، دستگاه را خودمان ساختيم و در نهايت با يك سوم قيمت اصلی به بازار عرضه شد. به نظر شما، اين كار ما دزدی است؟
.
راز بقا
شركت ما، يك شركت معتبر مهندسی است. بخشی از خروجی‏ها كار توسط يك نرم‏افزار رايانه‏ای فرنگی گران تهيه می‏شود كه به راستی ابزار ارزشمندی است. يك مجوز (لايسنس) تك-كاربره‏ی آن نزديك 1700 دلار است در سال است. در شركت ما فقط روی 4 دستگاه نصب شده بود و هر كس نياز داشت، بايد به نوبت از آن دستگاه‏ها استفاده می‏كرد. چند سال پيش، يكسالی بود كه به دليل اين كه برخی شركت‏ها مناقصه را دور می‏زنند، شركت ما نتوانسته بود درآمد خوبی داشته باشد و به تازگی مجبور شده بود دست به تعديل نيروی انسانی شركت بزند. همچنين توانايی پرداخت هزينه‏ی خريد مجوز نرم‏افزار مهندسی از طريق نمايندگی اش در كشور همسايه برای شركت وجود نداشت. لذا برای هيأت مديره همان پيشنهاد هميشگی را باز مطرح كرديم؛ كشور ما، موقعيت خاصی دارد و وقتی پروژه‏های بزرگ دولتی، بدون قاعده‏ی استاندارد و عرفی به شركت‏های خاص واگذار می شود، چه دليلی دارد كه ما خودمان را به حقوق جهانی پايبند بدانيم و مجوز اصلی نرم‏افزار خريداری كنيم!؟ هيأت مديره پذيرفت و اكنون يكی دو سال است كه شركت برای جا نماندن از بازار رقابت از نسخه قفل شكسته (كرك شده) نرم‏افزار استفاده می‏كند. به نظر شما، با توجه به شرايط كشور ما اين كار دزدی است؟
.
يكبار… و فقط يكبار
من يكی از علاقه‏مندان آثار هنری سينما و موسيقی هستم و سال‏هاست كه يك مجموعه از بسياری از فيلم‏ها و ترانه‏های خارجی و داخلی گردآوری می‏كنم. همه كارهای خارجی و داخلی را يا خودم خريده‏ام يا به سفارش خودم از خارج كشور برای من خريده‏ و آورده اند. يك فيلم دهه 80 به‏يادماندنی بود كه فقط نسخه‏ی دی.وی.دی اصل آن را روی اينترنت يافتم و حدود 13 دلار بود؛ قيمت زيادی ندارد، ولی من كارت خريد بين‏المللی نداشتم كه خريد اينترنتی كنم تازه بعيد می‏دانم كه آن را برای يك نشانی در ايران تحويل بدهند. البته نمی‏ارزيد به خاطر يك لوح فشرده، هزينه سفر به آن كشور را بپردازم. لذا از روی اينترنت، نسخه كدشده (ديو- اكس*) آن را دانلود كردم و خودم آن را به دی.وی.دی برگردانم. برچسب فيلم هم چاپ كردم و روی آن چسباندم. 13 دلار هم به حساب يك شركت خيريه داخلی واريختم. با توجه به اين كه اين فيلم بسيار قديمی بوده و ديگر از كانون سودآوری بازار برای آن شركت دور مانده است و با در نظر گرفتن محدوديت‏ها و شرايط من، آيا اين كار من دزدی است؟
.
______________________________________
‏* DivX: واگفت درست آن «ديو- اكس» است.
.
توضيح. گزينه‏های رای‏خواهی، فقط برای صدور حكم نهايی است.
.

نوشته شده در Uncategorized | 13 دیدگاه »

وقتی يك برگ در حوض ماهی‏ها افتاد

نوشته‌شده به دست salinix در 12 نوامبر, 2008

اين داستان* را يكی از دوستانم برای من بازگو كرده است و من هم به دل داستان آب بستم.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

عصر يكی از روزهای نخست پاييز بود و داشتم از سر كار به خانه بازمی‏گشتم. هنوز خورشيد كامل غروب نكرده بود، در خيابان‏ها، مردم پياده و سواره در تكاپوی رسيدن بودند، گويا با فرا رسيدن شب، چيزی را از دست می‏دهند. سر كوچه از تاكسی پياده شدم. توی كوچه، چند تا بچه-مدرسه‏ای كه هنوز از تعطيلات تابستانی سير نشده بودند، كيفشان را به كناری انداخته بودند و مشغول فوتبال بودند. وقتی مدرسه می‏رفتم، با اين كه مدرسه را دوست داشتم، ولی روزهای نخست سال تحصيلی خيلی ستم بود. بگذريم از اين كه سرگرمی ما پس از مدرسه چه بود، ولی وقتی بچه بودم، خيلی انرژی داشتم، حالا چشمهايم برای در خانه، دست تكان می‏دهد.

.

با اين كه هنوز سر كار كولر روشن می‏كنيم، ولی در خانه می‏شد آمدن پاييز را حس كرد. هنوز به تغيير يكباره ساعت خو نكرده بودم و بدنم كوفته بود، تصميم گرفتم پيش از دوش گرفتن يك چرتی بزنم. كتری را پر كردم و گذاشتم روی اجاق و ولو شدم روی كاناپه. تلويزيون را را روشن كردم و صدايش را بستم. صدای فيشت-فيشت توپ پلاستيكی روی آسفالت و فرياد گاه و بيگاه بچه‏ها چرتم را خط‏خطی می‏كرد. سردم شده بود، ولی حال نداشتم برم پتو بياورم

* * *

صدای بچه‏ها قطع شده بود و چشم‏هايم داشت گرم می‏شد كه ناگاه صدای شبيه تصادف از كوچه به چرت من پايان داد. خلاص. رفتم كنار پنجره، چيزی معلوم نبود؛ ديگر هوا تاريك شده بود، ولی كوچه خالی بود و چيزی ديده نمی‏شد. رفتم اجاق را خاموش كردم و يك نسكافه درست كردم و برگشتم و دوباره لم دادم روی كاناپه.

از كوچه صدای همهمه‏ی مردم بلند شده بود؛ مثل اين كه به آن صدا بی‏ربط نيست. رفتم كنار پنجره و ديدم كمی آن طرف‏تر يك جماعتی جمع شده‏اند. فكر نمی‏كردم اين همه آدم در كوچه‏مان زندگی می‏كردند. كنجكاو شدم و رفتم بيرون. بله! يك موتور سيكلت روی زمين افتاده بود؛ با پرس و جو فهميدم كه موتورسوار از كوچه رد می‏شده كه زمين خورده است و با يك خودرو موتورسوار را به بيمارستان برده‏اند. كلاه ايمنی اش هم روی زمين افتاده بود – اگر بشود به اين تكه پلاستيك بدون بند كلاه ايمنی گفت.

ديگر مردم داشتند متفرق می‏شدند. به خودروهای پارك شده دقت كردم ببينم به كدامشان خورده است، ولی چيزی معلوم نبود. مسير موتور سيكلت را دنبال كردم؛ اه! يك سنگ اندازه كله آدم روی زمين بود! يك آجر هم كمی آن‏طرف‏تر بود؛ دروازه‏ای بود كه بچه‏ها كاشته بودند! اين طور بر می‏آيد كه چون سنگ همرنگ آسفالت بوده است، موتورسوار آن را نديده است.

ديگر همه جماعت رفته بودند ولی نمی‏دانم آيا كسی متوجه اين سنگ شده بود يا خير؟ ولی چرا كسی سراغ سنگ را نيامده است؟ سنگ و آجر را برداشتم و كنار جوی انداختم. سنگ‏های آن يكی دروازه نبود. فكر كنم اين دروازه تيم بازنده بوده!

__________________________________

‏* عبارت «ماجرا» (= ما جری)، عربی بوده و به معنای «آنچه گذشت » است.

فرتور: آن را چند هفته پيش در يكی از مناطق شهر تهران گرفته‏ام دوربين حرفه‏ای همراه نداشتم.

.

نتيجه اخلاقی: وقتی يك خانواده وقت و آگاهی كافی برای تربيت فرزندان ندارد، تاوان آن را يك خانواده ديگر، بخشی از جامعه يا همه مردم ايران خواهد پرداخت.

نتيجه فرهنگی: وقتی يك خانواده توان مالی و آگاهی فرهنگی برای فرستادن بچه به باشگاه را ندارد، بی‏جا می‏كند به فكر 5 تا بچه است!

پرسش1: آيا در محله اين بچه‏ها يك سالن ورزشی (دست كم همان سوله فوری) وجود داشته است؟

پرسش2: برای هر چند جوان در كشور يك سالن ورزشی داريم؟

پرسش3: تعداد ورزشگ
اه‏های ورزشی بزرگ (مثل استاديوم هشتادهزار پسری آزادی) ساخته شده پس از انقـلاب چه قدر نسبت به پيش از انـقلاب تغيير كرده است؟

نتيجه اجتماعی-اقتصادی-بهداشتی-سياسی-مهندسی و … : باز هم مردم ما بيشتر به دنبال چاره برای كاستن يا دور زدن اثر مشكلات رفتند تا به دنبال پيشگيری و از بين بردن ريشه مشكل.

پرسش4: تفاوت نخبه با مردم عادی در كشورهای پيشرفته جهان در چيست؟

پرسش5: فراموش كردن وظايف، اخلاق يا آداب معاشرت در هنگام شكست يا ديگر ناخوشی‏های روحی، در چه امری ريشه دارد؟

نتيجه سياسی2: هميشه وقتی جنجال و همهمه‏ای بر سر كسی به‏پا می‏شود، شخص مقصر اصلی در گوشه‏ای تاريك، استوار ايستاده است و كسی به آن سمت توجه نمی‏كند.

نتيجه مهندسی2: با عنايت به مبحث 19 مقررات ملی ساختمان، پنجره‏های خود را دوجداره كنيد تا نه صدايی موجب چرت زدن شما بشود و نه انرژی به هدر رفته و دمای درون اتاق با بيرون از اتاق يكی شود!

ديگر چه نتيجه‏ای می‏توان گرفت؟

.

نوشته شده در Uncategorized | 22 دیدگاه »

قدرت اصالت نيست؛ فرهنگ می‏خواهد

نوشته‌شده به دست salinix در 11 نوامبر, 2008

در مرجع آورده شده است كه اين فرتور* (=عكس) از يكی از بزرگراه‏های لوس آنجلس ايالات متحده است. آن‏چه به آسانی در فرتور به چشم می‏خورد، اثر گذر همواره خودروها از يك مسير مشخص، موجب تيره شدن رنگ آسفالت بخش وسط هر مسير بزرگراه شده است، به طوری كه آسفالت بخش بين مسيرها خاك گرفته و روشن‏تر به نظر می‏رسد.‏

پارسال هم يك فرتور از آمد و شد سنگين در فرانسه در پی دست از كار كشيدن كاركنان متروی فرانسه گذاشته بودم.

اگر تجربه رانندگی در اروپا يا ايالات متحده را داشته باشيد كه نياز به توضيح زيادی نيست؛ خودروها بين خطوط حركت می‏كنند گويی در ميان دو ديوار حركت می‏كنند و اين يك «آرامش روانی» به راننده هر مسير خواهد داد كه هر آن خودرويی جلويش نخواهد پيچيد و خودروها همواره فاصله كافی با او دارند، لذا با سرعت يكنواخت‏تر و هم با ثبات بيشتری حركت می‏كند.‏

مثال: راننده‏ای در نظر بگيريد كه با حركت زيگ زاگ و لايی كشيدن، سريعتر از آمد و شد با سرعت متوسط 30 كيلومتر بر ساعت خيابان حركت می‏كند، به طوری كه هر 2 دقيقه، به طور متوسط 100 متر جلو می‏افتد(بيشتر جلو می‏افتد؟). در يك مسافت 6 كيلومتري چه اندازه زود می‏رسد؟

با سرعت متوسط آمد و شد، طی مسافت يك پنجم ساعت – 12 دقيقه – طول می‏كشد. با اين فرض، راننده مذكور در همان زمان 6600 متر طی می‏كند، يعنی در 90.9 درصد زمان 12 دقيقه، 6 كيلومتر می‏پيمايد؛ يعنی نزديك 11 دقيقه! با آن فرض، يك دقيقه زود می‏رسد!‏

پ1: كسی را كه با به خطر انداختن سلامتی خود و خودروی خود و همچنين سلامتی جسمی و روانی ديگران، 9 درصد زود می‏رسد، چه بناميم؟

پ2: حاكميت كشوری كه هنوز در مديريت آمد و شد و فرهنگسازی ترافيك مانده است (شما بخوانيد نمی‏تواند دماغش را بالا بكشد)، چگونه به مديريت جهان و كشورهای پيشرفته می‏انديشد!؟ منظورش چيست؟

.

‏* واژه‏ی «فرتور» (به فتح ف) برابر فارسی «عكس» و «تصوير» است

نوشته شده در Uncategorized | 13 دیدگاه »

وقتی ماهی‏ها … بی‏خيال می‏شوند!؟

نوشته‌شده به دست salinix در 4 نوامبر, 2008

فرتور(=عكس) بالا، نمای بخشی از بزرگراه شهيد همت (شرق پل خيابان پاسداران) را از ديد ماهواره‏ نشان می‏دهد كه می‏توانيد از ايــــنــــجا در «گوگل مپز» ببينيد. بزرگراه همت يكی از چند بزرگراه كليدی پايتخت ايران است و به يقين كليدی‏ترين بزرگراه تهران است و بسيار بعيد است كسی در تهران زندگی كند و مجبور نباشد گاهی از اين بزرگراه چندده كيلومتری گذر كند.

.

در اوايل دهه‏ی 70، اين بزرگراه با ساخت پل‏های فجر بر روی بزرگراه شهيد مدرس، از سمت شرق تا پل خيابان شريعتی و سپس تا بزرگراه نوساز نياوران (شهيد صيادشيرازی امروزی) گسترش يافت. اكنون هم در حال گذر از ميان جنگل لويزان و پيوستن به خيابان وفادار در تهران پارس است.‏

با پيشرفت كار بزرگراه و با رسيدن به هر منطقه‏ی پرجمعيت شهر، بخشی از آمد و شد خودروها به آمد و شد بخش شرقی بزرگراه افزوده شده است. اكنون كه در زير بار واقعی روزانه قرار گرفته است، نقاط ضعف آن در طراحی آن به چشم مهندسان و آگاهان می‏افتد.

.

ساخت اين بزرگراه در طول مسير با مشكلات عبور از اراضی و املاك بسياری همراه بود. يكی از اين املاك، باغ وزارت‏خانه بود. به دليل در نظر نـگرفتن حاشيه‏ی كافی، بخشی از حريم ورودی وزارت‏خانه به درون بزرگراه تعرض كرده است؛ همان‏طور كه در شكل می‏بينيد (در مسير غرب به شرق مسير پايينی)، بزرگراه چهار-مسيره‏ی [1] شهيد همت با رسيدن به حريم ورودی وزارت‏خانه (زير پل عابر پياده)، سه-مسيره می‏شود در حالی كه با توجه به پيوستن آمد و شد خيابان پاسداران از سمت راست، نياز به پهنای بيشتری هم دارد!‏

در هر حال، اين نقطه از بزرگراه به گلوگاهی بدل شده است كه در زمان آمد و شد كم، موجب انحراف‏های ناگهانی از مسير و بروز خطر تصادف و در زمان آمد و شد زياد، موجب ايجاد صف كيلومتری خودروها و هدر رفتن وقت [با ارزش برخی از مردم] می‏شود.‏

مردم هر روز [در كنار مشكلات ديگر] اين نابسامانی را تحمل می‏كنند و شايد تاوان آن را هم بپردازند. ولی:‏

‏- چند نفر از مردم متوجه اين نابسامانی‏های آشكار می‏شوند؟

‏- چند نفر از آنان كه متوجه اين دسته نابسامانی‏های محيطی می‏شوند، برای برطرف شدن آن گامی برمی‏دارند؟

‏- چند نفر از ايشان به پيگيری و تلاش برای برطرف كردن مشكل ادامه می‏دهند؟

‏- چگونه ممكن است كسی كه متوجه چنين نابسامانی‏های آشكار و عمومی محيط خود نمی‏شود، نابسامانی‏ها و ناكارآمدی‏های سطح بالاتر را متوجه بشود يا درك كنند؟

‏- به طور كلی آسايش‏مان چه‏قدر برای خودمان ارزش دارد؟ برای تمساح‏ها چه‏قدر؟

اين فقط يك مثال بود كه يقين داشتم بسياری از شما با آن برخورد داشته‏ايد يا برخورد خواهيد داشت و به آسانی قابل بررسی است.‏

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

چندی پيش در يك پست با عنوان «زنـای + محسـنه» به نقد فراگير شدن نگارش محاوره‏ای به شيوه‏ی غيراصولی پرداختم. پايه‏ی بحث را بر داستانی محاوره‏ای گذاشتم كه بر همين مبنا به ذهنم رسيده بود. در آن متن، املای «محسـنه» با آن معنای مورد نظر من، به صورت «محـصـنه» درست است. با سپاس از دقت نظر و تذكر شبنم خانم كه چند روز پيش اين نكته را با من در ميان گذاشتند.

واپسين بار پيش از نوشتن مطلب، اين عبارت را با همين املای غلط ديده بودم [2]. ضمن پوزش از خوانندگان گرامی، اميدوارم منظورم را از آن مطلب رسانده باشم.‏

املای غلط هم يك مصداق از «انحراف ناخوشايند محتوای اينترنتی» است. بر روی وب، از هر 50 مورد به‏كار برده از اين عبارت، يك مورد آن املای غلط دارد؛ 2 درصد!‏

.

‏- آيا بپذيرم كه از ميان دست كم 40 خواننده‏ی آن مطلب، فقط يك‏نفر متوجه غلط املايی شده بود؟

‏- چند نفر متوجه غلط املايی شده ولی از تذكر آن بی‏تفاوت گذشتند؟

‏- چند نفر متوجه غلط املايی شده ولی به دليل رودربايستی و دلايل مشابه از تذكر صرف‏نظر كردند؟

انتظار دارم هر كسی كه نابسامانی و مشكلی را تشخيص می‏دهد، درخور توانانی و دانش خودش در برطرف نمودن آن گام بردارد و تعارف و بی‏تفاوتی را كنار بگذارد.‏

.

بيزار ام از شنيدن «خانه از پای‏ بست ويران است»‏

بيزار ام از شنيدن «چی درست است كه اين درست باشد؟»‏

بيزار ام از شنيدن «خلايق هر چه لايق»‏

____________________________________

[1] Four-Lane Hi-way

[2] به نظر من، يكی از افزايش آمار غلط‏های املايی روی وب (رايداشت، گپ و …)، دور شدن از نگارش با قلم است؛ بارها ديده ام خودم يا ديگران، با وجود دانستن و بديهی بودن املای يك واژه، آن را به اشتباه می‏نويسند. دليل ديگر هم گرايش به نگارش جلف «فينگليش» در زندگی امروز ماست.‏

.

پ.ن. «ميمون‏ها هم گاهی‌از درخت می‏افتند» –ضرب‏المثل ژاپنی

نوشته شده در Uncategorized | 23 دیدگاه »

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.